|
آرزویم بود که ای کاش در چنین روزی دست بسایم بر جسمت تنت جانت دو چشم عطش بارت در بستر خود بوسه از لبهایت چرا که روز شادی کوتاه هست و عمر ما کوتاه تر! + نوشته شده در شنبه چهارم مهر 1388 6:20 توسط امیـــــــــــــن |
چرا به شرجی چشمهایم نمی زنی باران !؟ + نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388 5:25 توسط امیـــــــــــــن |
هميشه نتوانستم با تصميم ديگران کناربيايم + نوشته شده در شنبه بیست و هشتم شهریور 1388 4:54 توسط امیـــــــــــــن |
|
| ||||||